تبليغاتX
دختر بهار
سعي كن تنها باشي: زيرا تنها بدنيا آمده اي و تنها از دنيا خواهي رفت... بگذار عظمت عشق را درك

نكني: زيرا آنقدر عظيم است كه تو را نابود خواهد كرد... بگذار خانه ي عشقت خالي از وجود باشد:

زيرا اگر عشقي درآن منزل كند به ويرانه هاي آن هم رحم نخواهد كرد... اما اگرعاشق شدي: سعي كن

تنها يك نفر را دوست بداري

+ نوشته شده توسط محلا در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 10:56 |

اي كاش جدائي نبود! عزيزم زندگي هميشه بهار نيست گاهي ابر خزان بر آن سايه مي افکند و دست  

 

بي وفايي روزگار با وفا ترين دوستان را از هم جدا مي کند اگر روزي چنين شد تو نيز به اين نوشته

 

بنگر وبخاطر خاطراتم اشک بريز

 

 

+ نوشته شده توسط محلا در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 10:51 |

           عشق در انتظار زنده است در ديدار مي‌ميرد و به امري عادي نزول مي‌كند.

+ نوشته شده توسط محلا در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 12:0 |

ميلاد حضرت فاطمه زهرا سلام‌ الله عليها و روز زن و مادر را به تمام دوستان عزيز بخصوص مادران عزيز تبريك مي‌گويم.

 

اين سبد گل را به تمام مادرهاي ايراني بخصوص مادرم خودم تقديم مي‌كنم.

مادرم روزت مبارك

+ نوشته شده توسط محلا در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 11:57 |

هيچ مردي، زن را نمي‌فهمد،

 

هيچ زني، مرد را نمي‌فهمد،

 

زيبايي با هم بودنشان همين است.

 

+ نوشته شده توسط محلا در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 11:55 |

سعادت در تنهايي از راه مي‌رسد،

 

ابداً قائم به پيوند نيست.

 

زماني به درمي‌كوبد كه در تنهايي مطلق هستي،

 

و در اين تنهايي شادي و مسرور.

+ نوشته شده توسط محلا در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 11:54 |

                    كاش در بزم فروزنده تو

 

                                          خنده جام شرابي بودم

 

                    كاش در نيمه شبي دردآلود

  سستي و مستي خوابي بودم

+ نوشته شده توسط محلا در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 11:52 |

هیچ کس از راز دلم آگاه نیست.هیچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسیرقلب توام.چون

 

 مسافری و مقصدم افق دورچشمان توست

+ نوشته شده توسط محلا در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 12:31 |

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به

 

 غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

 

+ نوشته شده توسط محلا در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 12:30 |

عزیزم

این دنیا بی رحم است

چیزی بنام عشق در ، درکش نمی گنجد

اگر بخواهد پشت می کند به

تمام عاطفه و احساسات

اشک و غم و حسرت نمی شناسد

چه می توان کرد با او ؟

من که دلم را به همین روزهای

با تو بودن

و با امید با تو ماندن

خوش کرده ام

قدرتم عشقم هست و

عشقم بودن من ،

من تمام باورهای غلطم را

خط زده ام در عشق،

تا جایی که می دانم

تو همان عشقی

و حتی چیزی بالاتر از عشق

+ نوشته شده توسط محلا در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 12:27 |

بلبلي نيستم که بر هر سر شاخه اي غوغا کنم
شمع هستم و جانم را فدايت مي کنم

 

 

+ نوشته شده توسط محلا در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 12:22 |