+ نوشته شده توسط محلا در چهارشنبه چهارم مهر 1386 و ساعت
10:16 |
سكوت بلندي در
امتداد اين جاده ناامن نشسته است و
ياد تو
همچون هراسي سرد
وجودم را در برگرفته
حال، من هستم و
شكوه نگاه
تو
نگاهت بر نگاه خستهام
چقدر زيبا و دل انگيز است!
نگاهت را از من مگير
