تبليغاتX
دختر بهار
+ نوشته شده توسط محلا در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 و ساعت 11:16 |

میدونی آدما بین الف تا ی قرار دارند.

 

بعضی ها مثل " ب " برات میمیرند،

 

مثل " د " دوستت دارند،

 

مثل " ع " عا شقت میشوند،

 

مثل " م " منتظر می مونند تا یه روز مثل " ی " یارت بشن.

 

+ نوشته شده توسط محلا در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 و ساعت 8:40 |

محبت شدیدی که سابقا ابراز میکردم

روز به روز زیادتر میشود و هرچه بیشتر ترا میشناسم

در قلب خود احساس میکنم که ناچارباید

شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهاییکه اخیرا با تو کردم

بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و میدانم که

اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو

در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من

متوجه تواست این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که

این نامه را از صمیم قلب مینویسم و چقدر تاسف میخورم اگر

که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر

لطف و حرارت میباشد بطور قطع بدان که همیشه

دوست صمیمی و وفادار تو هستم

+ نوشته شده توسط محلا در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 و ساعت 8:33 |

شمع مي سوزد و پروانه به دورش مغرور ، من که مي سوزم و پروانه ندارم چه کنم

+ نوشته شده توسط محلا در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 8:52 |

خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من

ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت

 

+ نوشته شده توسط محلا در یکشنبه بیستم آبان 1386 و ساعت 8:36 |

         تو به اندازه تنهايي من زيبايي ، من به اندازه زيبايي تو تنهايم

+ نوشته شده توسط محلا در یکشنبه بیستم آبان 1386 و ساعت 8:32 |

گفتم به گل زرد چرا رنگ مني


افسرده و دلتنگ چرا مثل مني


من عاشق اويم که رنگم شده زرد


تو عاشق کيستي که هم رنگ منی

+ نوشته شده توسط محلا در یکشنبه بیستم آبان 1386 و ساعت 8:30 |