تبليغاتX
دختر بهار -

تا کی باید در سرزمین عشاق سر به زیر باشم و چشمهای خیسم  را از دیگران پنهان کنم؟


 
تا کی باید بگویم که عاشقم ، ولی یک عاشق تنها ، عاشقی که 


 
معشوقش در کنارش نیست

تا کی باید به انتظارت زیر باران بنشینم و همراه با آسمان 

 

بنالم و ببارم....

و تا کی باید با دستهای خالی ، با آغوش سرد ، با دلی خالی 
 

  از آرزو و امید ، با چشمانی

خیس و شاکی زندگی کنم؟ آری تا کی باید تنها صدای مهربان 

تو را بشنوم
 

ولی در کنار تو نباشم عزیزم! تاکی؟

 

+ نوشته شده توسط محلا در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 14:12 |